1-مهدی لقبی را که می‌شد حدسش را زد رویم گذاشت: محمد ماست بند!

2-محمد گفت (با خنده): محمد همه‌ش دنبال ...گشادیه! 

3-مورد 1 و 2 را که کنار هم بگذاری، یعنی وضع دارد خراب می‌شود.

4-باز ماست بندی کردم و از مشتری اندازه لاستیکش را نپرسیدم. عصر محمد زنگ زد که چرا نپرسیدی، کتمان کردم و گفتم پرسیدم. دارد روزی که محمد دیگر بهم اعتماد نکند و بشود مثل علیرضا، نزدیک می‌شود.

5-مسعودی جواب تمریناتم را فرستاد. هر دو را خوب و عالی خوانده بود.

6-مسعودی در کلاس من را شاگرد اولش خواند. از حسادت بچه‌ها واهمه دارم.

7-محمدجواد هم از وسط کلاس مسعودی، کلاس را گوش کرد.

8-خالجان به محمدجواد جواب منفی داده و حالا امیدوارست مامان اجازه‌ی ساختن فیلمش در خانه‌مان را بدهد.

9-مسعودی دانای کل محدود به یک شخص، دوم شخص و اول شخص جمع را بسیار عالی توضیح داد؛ مخصوصا اول شخص جمع را: یک نفر از جانب هم‌سنخانش صحبت می‌کند. مثلا ظریف می‌گوید ما انتخاب کردیم که جلوی آمریکا بایستیم. یا گل محمدی می‌گوید امروز خیلی خوب بازی کردیم. برای زاویه دید دوم شخص هم 6 مورد نام برد. کلا امروز کلاس فوق‌العاده‌ای بود.

10-در یک ساعت وقت بین کلاس مسعودی و شاهین کلانتری، تبلیغ محصول غیرفیزیکی‌ام را نوشتم. 

11-کلاس شاهین کلانتری خیلی مفید بود. مهمترین نکته‌اش در مورد روش شماره گذاری بود که چند روز است دارم در این بخش (بخش روزمرگی) انجامش می‌دهم. انگار می‌شود این کار را در متون داستانی و غیرداستانی به کار برد. شاهین کلانتری هم گاهی حرف‌های خیلی خوبی می‌زند. این را هم گفت که بهتر است تمام انواع محتوا را یاد بگیریم ولی روی یکی مسلط شویم و بشود شیوه‌ی اصلی‌مان. ضمنا برای هر نوع محتوا چه ویدئو و چه پادکست بهتر است که متن بنویسیم. در یک مقاله از انواع محتوا (متن، صدا، ویدئو، عکس نوشته، عکس) استفاده کنیم. 

13-نیم ساعت نوشتنم را انجام نداده‌ام و الان که ساعت بیست دقیقه به دوازده است دیگر بعید است انجامش دهم. 

14-پاسخ مامان به درخواست محمدجواد منفی بود.