1-معروف است "کافکا" به دوست صمیمی خود "ماکس برود" گفته تمام دست‌نوشته‌هایش را بسوزاند. اما "برود" چنین کاری نکرده و مانع محروم‌ شدن ادبیات از تعداد زیادی شاهکار شده. "برود" بعدها گفته که خود کافکا هم می‌دانسته که من چنین کاری نخواهم کرد. 

حالا چه کافکا می‌دانسته و چه نمی‌دانسته، این ماجرا نشان می‌دهد که گاهی واکنش تو به نوشته‌هایت چه‌قدر شتاب‌زده و حاصل روحیات لحظه‌ای یا دوره‌ایت است. حتی نویسنده‌ی بزرگی مانند کافکا هم از این اشتباه مصون نیست. 

2-عادت کن کار را نه در جزئیات که در کل ببینی. هستند ایرادگیرهایی که دنبال اشتباهات کوچک هستند و کل را نمی‌بینند و به قول "ویل دورانت" جزء را چسبیده‌اند و از کل غافل مانده‌اند. البته این ربطی به جزئی‌پردازی در هنر ندارد، منظور گرفتن ایرادات کوچک و تنها تکیه به جزئیات و ندیدن کل است. جزئی دیدن به هیچ وجه کار نکوهیده‌ای نیست، اگر از کل غفلت نکنیم. 

افراد حسود هم چون توانایی درک کل را ندارند، روی اشتباهات جزئی انگشت می‌گذارند و توی فرق سر آدم خلاق می‌کوبند و ریشه‌ی خلاقیتش را می‌خشکانند. 

3-راهِ رهایی از این شرایط، ایجاد "روال کاری" است. با خود عهد کن که روزی مقدار معینی کلمه یا میزان مشخصی دقیقه بنویسی. در ضمن باید به آنچه خلق می‌کنی، اعتماد کنی و اگر امروز به کارت نمی‌آید، بدان که حتما بعدها به دردت می‌خورد. اینطوری هم از دست منتقد درونی راحت می‌شوی و هم از حسودان در امانی. 

باید خودت و کارت را عزیر بشماری. آرشیوی از کارهایت داشته باش و هر چند وقت یکبار به آن سر بزن. گرچه ممکن است کار هنری نباشند، اما بیشتر اوقات بذر هنری هستند. 

از "دور ریختنی‌ها" غافل نشو!

4-از طعنه‌های زندگیِ نویسندگی این است که بیشتر آنچه به صورت گذرا و تصادفی می‌نویسی بعدا انگار درست به اندازه‌ی نوشته‌هایی که سرشان جان کنده‌ای و از ارزش و اعتبارشان مطمئن بودی، می‌درخشند.

آسانی و سختی نوشتن، در بلندمدت دخلی به کیفیت آنچه تولید می‌شود ندارد. 

یک روز "بد" نویسندگی می‌تواند نوشته‌ی خوبی تولید کند. یک روز "خوب" نویسندگی می‌تواند چیزی تولید کند که احساس کنی باید بارها بازنویسی بشود تا نمره‌ی قبولی بگیرد. 

پس باید برای هر چه می‌نویسی ارزش قائل باشی، یاد بگیر که خلق و خوی آنی‌ات باعث قضاوت‌های شتاب‌زده نشود. بسیاری از اوقات، صفحات پاره‌شده صرفا بازتاب خلق‌وخوی آن لحظه‌ی تو هستند نه بازتاب ارزش آن نوشته‌ها.

5-پرونده‌ای از دور ریختنی‌ها داشته باش که هر نوشته‌ای را در آن بایگانی کنی تا بعدها بتوانی به آن رجوع کنی. بعدها خواهی دید این دور ریختنی‌ها اتفاقا چه‌قدر به درد می‌خورند.